تبليغاتX
عاشقانه می پرستمت تنها نازنین دلم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
با قلم درشت نوشته ام دوستش دارم خیلی زیاد و عاشقانه و از ته دل می پرستمش پس شما هم با صدای بلند بخوانید

الهی قربونش برم من دیگه -از آقا امام زمان می خوام کمکم کنن تا بهش برسم یعنی ازدواج .ان شا الله

الهم عجل لولیک الفرج 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط setare  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 6:18 بعد از ظهر  توسط setare  | 

 

جوني ميگيرم با ضربان قلب تو براي دلتنگي هات !!!!!!!!!!!!!!!!!  بميرم الهي

يه روزي  يه روزي دوباره تورو مي بينم آخه ديوونه مي دوني عاشق ترينم

+ نوشته شده در  جمعه 24 فروردین1386ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط setare  | 

 

 

!گفتی که شقیقه ات را نشانه بگیرم))

!باشد  شقیقه را نشانه می روم ! چشمانم را می بندم

!همه ی این روزها از جلوی چشمانم می گذرند

وای ! چقدر همیشه مظلوم و صبور بودم ! با من چه کردی ؟

همینطور که شقیقه ات را نشانه رفته ام ،

دفتری که برایت نوشته بودم و هديه ی میلادت بود را از کیفم در می آورم و

!به سمت تو می گیرم ! فرصتی برای پرسیدن چیستی دفتر نیست

!چشمانم را می بندم

!دوباره همه چیز از جلوی چشمانم می گذرد

...تمام دیدارها و لحظه ها

!چشمانم را باز می کنم ! نگاهت می کنم

!چشمانت را می بندی و باز می کنی ! بغضی غریب داریم

!این اشکهای لعنتی ! نمی گذارند ببینمت  

!با آستینم اشکهایم را پاک می کنم ! به این کار من نمی خندیم  

چشمانم را می بندم،

!بد بودی ! بدی کردی

می گذرم ! از همه ی بدیهایت))

از همه سختي هايي كه به من و آرزوهاي بيچاره ام دادي !

از تمام خوشي هاي زود گذر با تو بودن  هم مي گذرم !

از تمام زندگي ام هم خواهم گذشت !

روي شقيقه ات گذاشته ام سخت مي فشارم

اما انگشتان لعنتي دست راستم توان فشار بيشتر را روي ماشه ندارند!

شايد اگر روي شقيقه خودم بگذارم راحت تر بتوانم بفشارم بر آن

امتحان مي كنم

چقدر راحت است !

انگار انگشتانم هم سبكتر شده بودند

به راحتي كشيدن يك ماشه بود !

كشيدم!

 چقدر  راحت بود !

آن موقع بودكه فهميدم هنوز هم خوشي هاي زودگذر با توبودن را با  عمرم هم نمي توانم عوض كنم .

چقدر  سريع تمام شد همه چيز !

به  سرعت كشيدن يك ماشه با دست راست !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط setare  | 

خداحافظي نكرد اما قطع كرد ...

خدا حافظي كرد اما نه با صدايي كه به درستي شنيده شود ...

بازهم وقت نداشت ...

سرش شلوغ بود ...

خسته ام ...

از خدا مي ترسم ...

اما دوست دارم خود كشي بكنم...

براستي چه كسي بر مزارم خواهد گريست ...

فكر كرده ام مي بينم كسي را ندارم ...

حتي او كه هميشه بر حال ناخوشش گريسته ام ...

خسته است ...

خسته ام ..

تنوع طلب است ...

ديوانه ام ...

ديوانه نبودم اما...

امروز هستم ...

ديوانه ام ...

تنهايي دارم بزرگتر از يك دنيا و 7 دريا و 7 آسمان ...

مي خواهم بروم ...

اما جايي نيست ...

هر كجا مي نگرم چشمي گريان و دلي نگرانم نيست ...

بازهم فكر خودكشي و رفتن ...

و بازهم ياد آوري تنهايي هايم ...

وبازهم كسي نيست كه نگرانم باشد ...

و باز هم تنهايم و خيلي بدبخت ...

و

بازهم وقت نداشت ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط setare  | 

سلام امیدوارم سال نوتون مبارک باشه پیشاپیش به همه دوستای گلم تبریک می گم و اول هم به آقاامام زمان ( عج ) تبریک میگم امیدوارم دلشون از ما شاد باشه . انشا الله.

امیدوارم امسال سال خوبی براتون باشه .

حیفم میاد از عشقم ننویسم . امروز آخرین صحبت های سال ۸۵ رو هم خیلی عاشقانه

انجام دادیم . بچه ها دعا کنید امسال دیگه با هم ازدواج رسمی بکنیم .  

 خب دیگه تنها عشقه من. تنها نازنین دلم و دوستای مهربونم . تا سال بعد خدانگهدار همتون .

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 11:5 بعد از ظهر  توسط setare  | 

ظهر(ديروز) خيلي خسته بودم مي خواستم بخوابم ولي به خدا خوابم نمي برد دلم آروم نمي گرفت ، به قرآن بهش كه زنگ زدم داشت مي خوابيد الهي قربونش برم من  با اينكه حتي فكر كنم دو دقيقه هم با هم حرف نزديم ( زود قطع كردم چون مي خواستم بخوابه ) الهي فداش شم به خدا قسم باهاش كه حرف زدم يه جوري ناجور آروم شدم و خوابيدم الهي فداش شم  . خدا جونم به تو مي سپارمش . راستي ديروز ديدمش خيلي دلم براش تنگ شده بود خيلي زياد . قربون اون لبخند هاي خوشگلش برم آخه ديروز يه چشمه از لبخنداش رو رو كرد . خدا جونم فدات شم مواظبش باش چون خيلي خيلي برام عزيزه اون تنها آرزوي تمام لحظه ها مه . امروز زنگ زدم محل كارش و دوستش گفتش كه حالش خوب نبوده رفته خونه ، دل تو دله ديوونه ام نبود تا زنگ بزنم خونشون و صداي نازش روبشنوم و مطمئن شم كه خوبه و چيزيش نيست . زنگ زدم خونشون ، خدا رو شكر خودش گوشي رو برداشت و فهميدم چيزيش نبوده ( اي بلا نكنه خواستي از زيره كار فرار كني وحوصله نداشتي ) الهي فداش شم  خلاصه فهميدم چيزيش نبوده . به خدا خيلي دلم مي خواد  يه روز توي خيابون تعقيبش كنم و نگاش كنم چون يه بار كه ديدمش و اون منو نديد به خدا خيلي حال داد به قرآن مي گم ها اين قدر سر به زير و با وقار راه مي ره كه گاهي شك مي كنم كه چه طور تونستم دلشو ببرم  . خلاصه خيلي دوست دارم رفتارو حركاتش رو ببينم و همين طوري واسه خودم حال كنم . به خدا گاهي به خانواده اش و دوستاش حسوديم مي شه . واقعا خوش به حالشون دوستاش بيشتر مي بيننش . ولي هيچ كدوم مثل من نيستن براش و مثل من براش نمي ميرن . خدا جونم هميشه فقط و فقط واسه خودم نگهش دار و هميشه مواظبش باش واو را  سلامت بدار در تمامي مراحل زندگيش . ( چه قدر ادبي و كتابي ) ] چشمك [

خدا خيلي دوستش دارم . خدا جون راستي توفيق عبادت رو از هيچ كس نگير . انشا الله .

يه لطيفه : به غضنفر مي گن پارسال تعطيلات عيد زنتو كجا بردي مي گه : كيش . مي گن: خب امسال  چي كار مي كني ؟ مي گه : ميرم از كيش بيارمش
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط setare  | 

 

الان باهاش حرف زدم خيلي خوشحال بود توي جمع دوستاش بود منم همون جا براش دعا كردم كه ان شاالله هميشه همين طوري شاد و خوشحال باشه . از خنديدنش دله من هم شاد ميشه اينو خدايي ميگم . راستي اين پست رو واسه ا ين گذاشتم كه فقط بهش بگم عزيزم دلم مي خواد سال جديد رو از هر كسي زود تر بهت تبريك بگم و خودم اول برات دعا هاي خوب خوب بكنم . عزيزم خيلي دوستتدارم . دعا مي كنم لايق عشقت باشم و دوستم داشته باشي

عزيزم ، تنها آرزوي دلم تنها نازنين روياهام و زندگيم  كاش مي تونستم همه اين گلارو همين الان و در دنياي واقعي و نه دنياي مجازي نت  به تو كه يه دنيا خوبي هستي تقديم كنم ولي حالا كه نمي شه همينش هم خوبه تقديم به تو كه ماهي .

 

اين هم يه  كيك  خوشگل آخه گل كه بدون كيك نمي شه عزيزم

 

عزيزم با تمام وجود سال جديد رو بهت تبريك مي گم اميدوارم هميشه بهاري و سبز باشي قربونت برم الهي مواضب خودت و حال و هواي نازت باش . فداي تو بشم الهي . سال جديد مبارك .از همين دور مي بوسمت  . و با تمام وجود بعد از خداي مهربونمون مي پرستمت . و دوستتدارم . فدات شم .تقديم با عشق .

قربونت برم عزيزم اميدوارم توي سال جديد كمتر با هم دعوا كنيم  و اميدوارم يه عمر سايه پر بركتت روي سرم باشه . فدات شم . مواضي خودت باش . خدا جونم تو هم مواضبش باش راستي خداي خوبم مرسي كه يه بهار ديگه هم به عاشقيم اضافه كردي سبز شدن دوباره زمين رو به حضرت مهدي (عج) هم ت بريك مي گم به خودت هم تبريك مي گم خداي خوبمون توي اين سال همه فاصله هارو بردار انشا الله . و عاشق تر از سال گذشتمون كن . انشا الله .

بچه ها حالا يه پست ديگه در مورد سال جديد دارم هااين فقط اختصاصي ماله عشقم بود ميام باز هم  . فعل  تا بعدا

قربونت برم گلم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 اسفند1385ساعت 7:58 بعد از ظهر  توسط setare  | 

ديگه بهتره الكي خودمو گول نزنم

بسه آخه چقد مي خواي منو به بازي بگيري

كاشكي كه راحتم كني بگي الهي بميري

بي رحمي عادتت شده دست خودت نيست مي دونم

آخر يه روز ميري و من تو حسرت تو مي مونم

دو بار بهش گفتم شماره همراهت رو بده اما هر بار يه بهونه آورد منم آدمي نيستم كه براي گرفتن چيزي ازش ، بهش التماس كنم نه كه اون ها به هيچ كس واسه گرفتن چيزيش التماس نمي كنم اما به خاطر موندنش و بودنش توي زندگيم خيلي بهش التماس كردم خيلي منتش رو كشيدم . چون برام ارزشش خيلي زياده هرچندهم كه لازم باشه غرورم رو بشكنم . خب ميگفتم كه شماره اش رو نداد منم حرفي نزدم و چيزي نگفتم گفت هر وقت كارم داشتي محل كارم پيدام مي كني گفتم خب باشه اگه تو اين طوري راحتي .حالا هم كه تلفن محل كارش دو روزه قعطه خونه هم كه نيستش . باشه هرطور راحتي همون طوري رفتار كن منم طاقت مي يارم هر وقت هم كه ديگه به ته ته تهش رسيدم خدا مثل هميشه بزرگه و يه كاري مي كنم شايد هم جرات و عرضه خود كشي رو پيدا كردم و از رفتن آبروي خانواده ام هم نترسيدم . نمي دونم . خيلي خسته ام . خيلي . اما وقتي دوستم نداره كه نميتونم مجبورش كنم . خب بچه ها تا پست بعدي ، فعلا خداحافظ همتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط setare  | 

بازهم بد قولي كرد و من خيلي از دستش ناراحتم

باز هم بد قولی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط setare  | 

سلام دوستاي گلم ، خوبيد ، خب  چرا مي زنيد باور كنيد من نتونستم توي اين مدت بيام نت واسه نت و اين چيزا اصلا حوصله نداشتم خصوصا اين كاراي غير علمي و چت رو هم كه اصلا تعطيلش كردم فقط به خاطر عزيزه دلم ، راستي گفتم عزيزه دلم ، اون هم حالش خوبه هر چند گاهي مواقع پاش درد مي گيره و اذيتش ميكنه ولي شما دعا كنيد كه پاش هم زودتر خوب بشه كه منم طاقت ديدن ناراحتي عزيزم رو ندارم .راستي عزيزم خيلي دوستتدارم . عزيزم مواضب خودت باش خيلي مي خوامت و بعد از خداي بزرگمون كه چاكرش هم هستم عاشقانه مي پرستمت و از  خداي خوبمون هم  مي خوام كه يه عمر سالم و سر حال نگهدت داره و هميشه سا يه ات رو سره من و دلم باشه  . الهي آمين . اميدوارم سرنوشت اسم منو تو تنها عزيزه دلم رو كنار همديگه يه  جاي خوب آسمون خوشبختي نوشته باشه و كاش زودتر هم نوبت خوندن اسم منو تو بشه كه من ديگه طاقت دوري از تو نازنينم رو ندارم . خب گلم مواضب خودت باش . خيلي دوستتدارم عزيزم . فداي تو بشم .

 

.

 

خب دوستاي گلم فعلا تا بعدا

+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 1:31 بعد از ظهر  توسط setare  | 

احساس مي كنم كه خيلي بد بختم . يه احمق ب يعرضه كه حتي جرأت و عرضه خود كشي رو نداره چه برسه به اينكه بخواد نفس بكشه و ادعاي عاشقي بكنه . خيلي دلم مي خواد خودمو بكشم و راحت شم و اون طفلك رو هم راحت كنم ولي چه كنم كه هميشه وجودم براش عذاب بوده و هست به خدا از خودم بدم مي ياد دلم مي خواد بهش زنگ نزنم و كاري به كارش نداشته باشم ولي خب اين دله بي شعورم كه مثل خودم خيلي خره حاليش نميشه كه اون حوصله نداره . نمي دونم چرا اعصابش چند وقته بهم ريخته و داغونه نمي دونم چرا حرف نمي زنه . وقتي اين طور مي بينمش دلم مي خواد بميرم و لي  متعا صفانه عرضشو ندارم . دعا كنيد بتونم جرأتش رو پيدا كنم و خود كشي كنم تا اون راحت بشه . خدا جونم كمكم كن . خيلي دلم مي خواد بميرم من كه نمي تونم كمكي براش باشم تا كمتر عذاب بكشه پس بميرم تا باري روي دوشش نباشم . به خدا اعصابم خيلي داغونه . الهي براش بميرم كه خيلي زجر مي كشه و منم كه الهي بميرم كه اون قدر محرم دله قشنگش نيستم تا همه چي رو بهم بگه و راحت بشه ، واسه همين همه رو توي خودش ميريزه و اعصابش داغون مي شه . خدا يا به من نه ، به اون كمك كن . خواهش مي كنم .براي تنها آزوي زندگي فنا شده من دعا كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط setare  | 

بچه ها به نظرتون خیانت با نامردی فرق داره ؟

اگه کسی دوست داشت جوابمو بده  - ممنون می شم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط setare  | 

بچه ها دیشب باز هم خوابشو دیدم خیلی عاشقانه و با حال خدا جونم مرسی که حداقل خوابشو میبینم

راستی بچه ها بگید از قالب جدید خوشتون میاد این کارو کردم تا بهتر بالا بیاد وبم و تازه حالو هواش هم عوض بشه

نظر یادتون نره مرسی

فعلا بای

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط setare  | 

دیشب ندیدی که چه محشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
دیشب که سکوت دق مرگم میکرد
وابستگی ام را به تو عادت کردم

 

سر گشته و حیرون تو ام دستم گیر
مجنون و پریشون تو ام دستم گیر
هر بی سر و پایی دست گیری داره
من بی سر و سامان توام دستم گیر

 

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

آخه تو رنگ چشمهات هیبت دنیا رو دیدم

توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی

به خدا ناز دو چشمهاتو به دنیا نمیدم

 

نمیخوام بهت بگم دوستت دارم آخه خیلی واسه عشق تو کمه

به تموم کارهای روی زمین زل زدن به چشم تو مقدمه

حتی بردن اسم تو واسم مثل یک مراسم مقدسه

واسه مستی یه عمرم ، یه نفس بودن کنار تو برام بسه

 

 

 

 

حالمان بد نيست غم کم می خوريم کم که نه! هر روز کم کم می خوريم

آب می خواهم، سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند

خود نمیدانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی آفتاب؟؟

خنجری بر قلب بيمارم زدند بی گناهی بودم و دارم زدند

 

 

 

 

 

 

برای چشم خاموشت بمیرم کنار چشمه نوشت بمیرم

 نمی خواهم در آغوشت بگیرم   که می خواهم در آغوشت بمیرم  

 

دلم تنگ بود صدام غم داشت چشام گریه

                       حالا چی؟ دلم سنگه صدام خنده چشام بی رحمه بی رحمه

امروز خیلی حالم گرفته است خیلی زیاد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط setare  | 

تنهايي خيلي دوست دارم برم تو فكر بعضيا

بچه ها به خدا ديشب خوابشو ديدم يه خواب خوب يه خواب ماه خيلي حال كردم تو خواب . خواب ديدم اصلا قابل گفتن نيستش خيلي خوب بود يه جوري بود كه هميشه مي تونستم ببينمش .هميشه مي تونستم ببينمش . بچه ها هنوز هم كه هنوزه تو جوه اون خوابه هستم .واي كه چقدر ماه بود هنوز كه بهش فكر مي كنم ميبينم خيلي باحال بود واسم دعا كنيد كه . . . نميدونم هر دعايي كه دوست داريد ولي با يه مضمون خوب تصميم با خود شماست

راستي يه خبر وحشتناك هم اينه كه فردا امتحا ن دارم كه يك بار ازش افتادم و نمره نياوردم البته وحشتناك تر از اون امتحا ني كه بعد از سه بار امتحا ن دادن نمره آوردم كه نيست كه باور كنيد من بچه خنگي نيستم فقط وقتم خيلي پره و ذهنمم خيلي مشغول بعضياست شما قضاوت كنيد ديگه جايي واسه درس و كتاب و مطالب غير ضروري مي مونه؟

خب بايد يه فكر ديگه بكنم فعلا برم باز تو جو اون خوابه كه الحق و والانصاف كه خواب خوبي بود خداجونم مرسي كه اساسي بهم حال دادي ممنونتم . خدا جونم راستي خيلي مخلصيم چاكرتيم تا آخرش تو را هي هم سوار نمي كنيم . فقط خواهش مي كنم باز هم از اين خوابها ببينم قربونت برم خداي خوبم .

بچه ها واسم دعا كنيد كه فردا نمره بيارم فكر كنم از 100 نمره اگه70 بيارم قبولم بچه ها واسم دعا كنيد .

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 1:18 بعد از ظهر  توسط setare  | 

تنها نازنين دله ديوونه خودم تنها تقديم به چشمان زيبا وآسماني خودت :

اي تنها آرزوي من كاش مي توانستم  شبي خدا را ملاقات كنم و ببينم آيا چهره پروردگارم نيز هم از اشك

پينه بسته است و اگر چنين است چرا فكري به حال اشك چشمان خسته و هميشه گريانم و فكري به

حال چهره از اشك پينه بسته ام نمي كند

خداوندا مي دانم صدايم را مي شنوي پس تو را به جان فرشته ات آن فرشته كه شايد سوگوليت باشد

قسمت مي دهم فكر ي به حال دوري بيش از حد رابطه ما بكن كه بد جور دارد حال و هواي بهاري دلمان

را سرد مي كند البته خودت مي داني اين روزها خيلي بيشتر عاشق هستم  بيشتراز آنكه يك نسيم

 كوچك بتواند خوشبختي ام را ببرد خداوندا . پروردگارم تورا به جان مجنون قصه ها قسم مي دم  به قول

 فروغ ( مرا به او و او را به من برسان)  كمكم مي كني خداي عزيزم. راستي حال و هواي دلش را به تو

مي سپارم خوب مواضبش باش كه تنها تو پناهش هستي .

 

 

خب عزيزه دلم  ميدونم به وبم سر نمي زني چون اصلا بهت نگفتم كه همچين چيزي هم هستش ولي اين قطعه فقط واسه تو به دنيا اومده

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 9:53 بعد از ظهر  توسط setare  | 

سلام دوستاي گلم حالتون خوبه؟ اولش بگم خيلي شرمنده ام كه نمي تونم براتون كامنت بذارم ولي به وباي همتون سر مي زنم ها . بعدش مثل هميشه ميخوام از عشق نازنينم بگم كه الهي قربونش برم . ديشب ديدمش تقريبا 45 دقيقه هم باهم بوديم ولي به خدا بعد از رفتنش فقط چند دقيقه بعد از رفتنش دلم براش يه عالمه تنگ شد يه عالمه دوباره نشستم گريه كردم آخه من خودم هم موندم توي كار خودم كه نمي بينمش هم گريه مي كنم براش و دلم براش تنگ ميشه و باز ميبينمش هم همين طور . حالا ديگه تصميم ندارم به اين قصد برم پيش اون مشاور كه چه طور راحت تر از عشقم جدا شم چون به قول اون آقا ما به درد هم نيم خوريم بلكه ميخوام به اين دليل برم پيش مشاور كه راهنماييم كنه چه طوري باهاش رفتار كنم كه بيشتر عاشقم بشه و بيشتر باهام حرف بزنه آخه عشق من خيلي كم حرفه و بيشتر گوش ميده . مي خوام مشكلاتم و حل كنه نه اينكه راهنماييم كنه كه چه طور از تنها اميده زندگيم دل بكنم خب ديگه بچه ها باور كنيد خيلي كار دارم تا پست بعدي همتون رو به خداي مهربونه بالاي سرمون مي سپارم . خب تنها نازنين دله عاشقه خودم باز هم بهت مي گم كه خيلي دوستتدارم و عاشقانه مي پرستمت بعد از خداي مهربونمون كه توروبراي من فرستاده روي زمين . اي تنها فرشته آسموني قلب عاشق من . عزيزم مواضب خودت باش اميدوارم كه زودتر پات هم بهتر بشه فدات بشم الهي . كسي كه تورو از همه چيز و همه كس توي دنياي به اين بزرگي بيش تر دوست داره و عاشقانه و البته با اجازه از خداي بزرگ ستايشت مي كنه كسي كه اگه حتي يه روز صداي مهربونت رو نشنوه نمي ميره ولي خيلي دلش ميگيره . مواضب دله قشنگت باش . قربونت برم الهي تنها نازنين و عزيز كرده دله ديوونه خودم . فداي تو : تنها ستاره شباي قشنگ روياهاي نقره ايت

راستي عزيزم مرسي كه :

اومدي معجزه

ولي :

نمي دوني كه چه كردي

+ نوشته شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 3:47 بعد از ظهر  توسط setare  | 

به خاطر من بمون تو خاطرت مي مونم

خودم ستارت مي شم تو ميشي آسمونم

به خاطر من بيا من كه برات مي ميرم

...

تنها نازنين دلم خيلي دوستتدارم مواضب خودت باش . فدات بشم . ستاره

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط setare  | 

كاش در امتداد يك لحظه ي سخت اميد ماندن مي بود

كاش در وسوسه چيدن يك سيب قشنگ راز بودن مي بود

كاش در جاده خوشبختي! راهي هر چند كوتاه هم نسيب ما مي بود

كاش در نقطه ي كوري از ذهن روشن تو اي (دريا ) فكري هر چند كوچك از تنهايي ما مي بود .

در اين دنيا كه پره از رودهاي به گل نشسته شك نكن كه دريا خودت هستي تنها تو درياي من خواهي ماند

این اخرین قطعه ای بود که گفتم و تقدیمش می کنم باز هم به تنها عزیزه دلم

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط setare  | 

بچه ها من امروز رفتم پيش مشاوري كه دوستم بهم معرفي كرده بود و از يك ماه پيش وقت گرفته بودم واي الهي بميرم براي اين آقاي دكتر روانشناس كه اون هم از من نااميد شد و ديگه مونده بود كه چي بايد بگه .نميدونم قا طي كرده بود يا اينكه واقعا اين تنها راه حلش بود و بهم گفت برو دنبال يه نفر ديگه و يعني اونو ولش كن بهم گفت چه طور 6 سال بدون اظها ر عشق و محبت ديدن تحمل كردي بهش گفتم تحمل نكردم بلكه با عشق صبر كردم تا عشق در دل اون هم رشد كنه و بزرگ بشه و به مرحله ابراز برسه هر چي اون گفت منم يه چيزي جوابشو دادم و گفتم كه مي خوامش و نمي تونم ازش دست بكشم ولي آخرش هم دو جلسه ديگه ازش وقت گرفتم براي اوايل اسفند چون ديگه تا اون موقع وقتش پر بود ولي گفتم شايد بتونم تنها نازنين دلمو اگه شده حتي به زوره كتك ببرمش پيش اين آقاهه . آخه خودش گفت من حاضرم حتي خونه ي هر دوتون بيام و با خانواده هاتون حرف بزنم تا انشا الله شيريني عروسيتونو بخورم . نمي دونم چي ميشه شايد منو عشقم قسمت همديگه باشيم الهي فداش بشم كه دوباره پاي آسيب ديده اش بد جوري ضربه خورده و دوباره خونه نشين شده الهي فداش بشم آخه چرا خدا جونم هر چي بلاست سره اين عشقه من مياد هان؟نمي تونه راه بره و پاش خيلي درد مي كنه الهي فداش شم پيش دكتر هم نميره مي گه به دكتر نيازي نيست و طبق معمول هميشه يك دنده بازي در مياره الهي بميرم براش كه درد مي كشه و حرفي نميزنه كاش من جاي اون اين طوري ميشدم تنها نازنين دلم تنها عزيزه رؤياهاي به رنگ آسمونه من تنها آرزوي تموم روزاي عاشقونه قلب من الهي كه فدات شم خيلي دوستتدارم . مواضب خودت هم باش . بهش گفتم يه ذره فقط يه ذره مواضب خودت باش . اون هم گفت باشه خدايا به تو مي سپارمش به تو كه خيلي خوبي و تنها كسي هستي كه ميتونم بهش اعتماد كنم و عشقم رو تنها نازنين دلم رو دست اون بدم . خدا جونم مواضبش باش بچه ها تورو خدا دعا كنيد پاش زودتر خوب بشه و درد نكشه تورو خدا دعا كنيد . خدا جونم جون هر کس دوست داری زود تر پاش خوب بش دیگه به قرآن منم طاقت ندارم

+ نوشته شده در  جمعه 15 دی1385ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط setare  | 

واقعا حيفم اومد كه اين مطلب رو واسه شما ننويسم . واقعا خيلي حيرت انگيزه و اگه خوب بهش فكر كنيد

مي بينيد مي تونيد چه قدر راحت و شاد زندگي كنيد در صورتي كه شايد خسته ي خسته از سره كار برگشتيد، ياخوشحال و خوش بخت باشيد در صورتي كه كلي كارِخونه براي انجام دادن داريد و يه عالمه كار روي سرتون ريخته است و در ظاهر فكر مي كنيد كه چه قدر بد بختين ولي اگه يه كم مثبت فكر كنيد مي بينيد كه مي شه خيلي راحت خوشبخت بود و احساس آرامش خاطر كرد پس بنابراين براي شما هم اين مطلب رو گذاشتم تا واقعا استفاده كنيد و بعدا واسه روح من يه فاتحه بخونيد و بگيد خدا بيامرزه اين دختر رو كه اين مطلب رو گذاشت تا ما لذتشو ببريم پس با هم بخونيمش و براي دوستانمون هم بفرستيمش و البته خوب اگه وبلاگ رو معرفي كنيد تا خودشون  بخوننش خيلي بيشتر حال داديد . مرسي بچه ها . منتظر نظراي نازتون هستم  ستاره

 

خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم
خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني را جمع كنم. اين يعني در ميان دوستانم بوده ام
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم
خدا را شكر كه جاي براي پارك نمودن پيدا كردم.اين يعني اتومبيلي براي سوار شدن دارم  
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيد دارم
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم
اين يعني من هنوز زنده ام
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 10:31 بعد از ظهر  توسط setare  | 

آخه دله من دله ساده من تا كي مي خواي خيره بموني به عكس روي ديوار

 

 تصمیم گرفتم این قدر بهش محبت بکنم تا معتادش کنم نسبت به محبتهام و وقتی خوب فهمیدم بهم معتاد شده رهاش کنم جدی میگم ها روی این حرفم خوب هم فکر کردم  شاید بگید دیوونه شدم ولی نه نشدم می خوام همین کارو بکنم  . واسه من که شوهر زیاده یعنی واسه هر کسی زیاده پس منتظرش نخواهم موند ولی میخوام خوب بسوزونم دله سنگشو با اینکه خیلی دوستش دارم

ولی خوب فکرامو کردم میدونم چه بلایی سرش بیارم هر روز براش گل می خرم بی مناسبت و با مناسبت براش کادو می خرم و همیشه هم بهش محبت می کنم بیشتر از اونی که لیاقتش رو داره و  وقتی خوب فهمیدم که ..... اون موقع ولش می کنم و با یه پسر خوب ازدواج می کنم حالا پسر خوب هم پیدا نشد نشد  با یکی دیگه ازدواج می کنم وقتی با اون نمی تونم ازدواج کنم برام دیگه مهم نیست طرفم کی باشه می خواد جوون باشه می خواد پیر باشه  همون طور که حاضر شدم با ۱۹ سال سن با دائی دوستم که ۳۷ سالشه ازدواج کنم ولی نمی دونم چرا نمی شه ولی تصمیم خودمو گرفتم میخوام یه روزی واقعا جای خالیمو درک کنه و دلش خیلی بسوزه

+ نوشته شده در  جمعه 8 دی1385ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط setare  | 

مي خوام يه كار مهمي رو شروع كنم با نام خداي عزيزو مهربونو گلم  و حضرت قائم آل محمد مهدي موعود(عج) ( اول به احترام حضرت مهدي باستيد بچه ها بعد هم به احترام اسم زيباي حضرت محمد صلوات بفرستيد ) ازشون مي خوام كمك كنن به من . بچه ها مي دونستيد مستحبه و البته صواب داره وقتي اسم زيباي قائم رو ميبريد يا ميشنويد  به احترام حضرت بايستيد . خب اگه نمي دونستيد از اين به بعد به اين گفته عمل كنيد  سعي كنيد با كوچكترين عملتون هم كه شده نشون بديد به حضرت كه دوستشون داريد ببخشيد قصد نصيحت نداشتم خواستم فقط اطلاعات در اختيارتون بگذارم خب حالا بگم كه چي مي خوام توي اين پست بذارم . باتوكل بر خدا و كمك خواستن  از حضرت مهدي (عج)

ميخوام تمومش كنم . ديگه انتظار بسه

 

ديگه واقعا زدم به سيم آخر و ميخوام تمومش كنم به خدا ديگه خسته شدم بسه اين همه انتظار و دلتنگي و دوري و گريه و شب زنده داري بي خودي و خلاصه اين همه بد بختي و در به دري بسه آقا، بسه . نميخوام  ديگه از اين همه انتظار خسته شدم اصلا ميخوام همه چيزو تمومش كنم بابا مرگ يك بار شيون هم يكبار خب من هم آدمم خب خسته شدم ديگه  .حرف آخرمه تمومش ميكنم

يه كني سخته ولي تمومش ميكنم. بهش ميگم كه براش ميميرم و دوستش دارم ( نه كه تا حالا نگفتي ؟ خب گفتم كه دوستش دارم ولي نگفتم كه براش ميميرم كه.)

 

 

 

 مي خوام ازش تقاضاي ازدواج كنم . خب گناه نيست كه .اصلا دلم مي خواد . قلبم بهم دستور ميده و عقلم هم اطاعت مي كنه .

خب الهي  هر چه زود تر آدم بشي، خب خره ، يه آدم وقتي خودش خبر مرگ رفتگانش يه پيشنهادي به يه آقاي خيلي خيلي  محترم ميده خوده ديوونش كه جوابشو نمي ذاره تو دهن طرف اي بوش بميره كه از دست تو يكي راحت بشه ديگه . خب يكي نيست بگه منگول ، ديوانه  ، مگه عقل توي اون  كلة پوكت نيست كه داري حرف مفت مي زني .اي بتركي الهي .

كسي نيست بگه خوب تو كه پيشنهاد ازدواج ميدي مرض داري بهش ميگي ماهنوز بچه ايم . خب بميري دختره هم سن تو الان يه يچه داره 5 ساله  ، اون وقت تو برات زوده . پسر به سنه اون گله خودت 6 سال از ازدواجش ميگذره . خب پس اصلا چرا پيشنهاد دادي خره ، البته خوب درست هم هست چون هردومون واقعا براي قبول مسئوليت بچه ايم پس تصميم گرفتيم  بعدا كه بزرگتر شديم در موردش تصميم بگيريم  . خب اينم كاري بود واسه خودش . اي خدا ، شكرت .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 دی1385ساعت 0:9 قبل از ظهر  توسط setare  | 

سلام اومدم بگم هنوز زند ه ام فقط سرم خيلي شلوغه عشقم هم بد نيست خوبه مثل هميشه تنها كار مفيدي كه مي كنه اينه كه منو دق بده خب ديگه اينم كاريه واسه خودش خب بچه ها مواضب خودتون باشيد شرمنده به وباي نازتون سر نميزنم  مريم جونم از دور مي بوسمت گلم ممنونم 

خب بچه فعلا تا بعدا

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 دی1385ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط setare  | 

اگر عشق باشد گناهی ‌ سرا پا گناهم

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آذر1385ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط setare  | 

بچه ها مبارکه مبارکه مبارکه

تولد آقا مام رضا علیه السلام مبارک باشه واسه همتون من که خاک پای آقا هم هستم چون خیلی همیشه مراقب گله من بودن هوای ما رو هم خیلی داشتن آقا قربونتون

قربون صفات بشم از راه دوری اومدم

جای دوری نمیره اگه به من نگاه کنی

آقا جون این گله خوشگل فقط واسه شما که خیلی خوبید مارو فراموش نکنید آقا جونم.تو این شب عزیز شما رو واسطه میگیریم واسه ظهور آقا مون حضرت مهدی ( عج) . انشا الله.

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط setare  | 

سلام دوستاي گلم خوبيد؟ بچه ها من امروز نازنين دلمو ديدم باهام هم قهرنبوده فقط به دليل مسا ئلي حال و حوصله نداشته و خونه نبوده اصلا واي امروز ديدمش بهش ميگم بذار ازت عكس بگيرم ميگه مجاني نميشه كه بايد پولشو بدي منم گفتم ميام مغازه موبايل فروشيتو رو سرت خراب ميكنم ها

ولي باز هم نخنديد فقط گفت باشه . اي خدا چرا اين اين قدر نمي خنده اي بابا خب من دلم براي خنده هاش يه ذره شده تازه اون هميشه همين طوره بستگي به شرايط و ضوابط هم نداره كلا كم حرفه و كم ميخنده ولي وقتي ميخنده اين قدر قشنگ ميخنده كه حد نداره خيلي ملوس ميشه ماه ميشه جيگر ميشه نفس ميشه خلاصه هر چي بگم كمه راستي بچه ها توي اين يه هفته كه خيلي داغون بودم چند تا شعر خوشگل ( از عروس كي تعريف كنه ؟ مامانه عروس) البته تقريبا خوشگل گفتم يعني از خودم در وكردم

نازنيا خسته ام امشب به ديدارم بيا

تا نرفتم زودتريك شب تو در خوابم بيا

ترسم اينست بميرم و نبينم رويت

عجلم جان بستاند و نبويم بويت

اي عزيزه دل ديوانه من باز بيا

تا نفس در قفس سينه من هست بيا

نازنينا نكند دست كشيدي از ما

يا مثِ آب گريزان شده اي از صحرا

نازنينا به دلت گيسوي اميد بِبسته است دلم

دل من را مشكن كز همه چي بي خبرم

اين هم چند بيت از يكي ديگه از همون شعرايي كه گفتم

چند بيت از يك شعره 34 بيتي

تواين روزاي خستگيم

يه جوري بد جور بي كسم

فكر ميكنم كه زنده ام

اما نمياد نفسم

نه ولي انگار زنده ام

نفس داره ياري ميده

وقتي كه دارم ميميرم

مژدشو كي به تو ميده؟

فكر نكنم براي من

بپوشي تن پوش سياه

فكر نكنم يادي كني

از دنياي خاكي ما

اما روزاي رفتنم

چشمم به در منتظره

كه يك هو از راه نرسي

فرشته مرگم بره

اينم چند بيت ديگه از يه شعر 16 بيتي و باز هم يكي ديگه از همون شعرايي كه اول گفتم

تو مث همون قناري

كه ميشينه روي ديوار

كه ميخونه واسه يارش

با چشاي نازو نم دار

..

تو مث يلدا بلندي

پاك و روياي و زيبا

قلب تو خيلي بزرگه

مهربوني مث دريا

بچه ها نظر يادتون نره ها بگين شعرام چه طوريه . خوبه؟ بده ؟ متوسطه؟ افتضاحه؟ بگيد .اصلا هم خجالت نكشيد ما صداي شما را با گوش جان ميشنويم

+ نوشته شده در  شنبه 11 آذر1385ساعت 6:47 بعد از ظهر  توسط setare  | 

اين عكس بازيگر مورد علاقه منه

ولي نازنين دلم از اين خيلي خوشگل تره ها

 

اينم عكس خواننده مورد علاقه ام

ولي خودم هم از اين خانمه خوشگلترم ها

نظر يادتون نره بچه ها

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط setare  | 

مگه ميشه كه ستاره توي آسمون نباشه

يا گلي به خاطراتم عطر ياد تو نپاشه

 

                اگه تو بري زپيشم من همون ستاره ميشم

               كه تو هفتا آسمونم نمي خوام بي تو بمونم

 

تنه این مزرعه خشک تشنه بذر دوباره است

شب پر از حضور تلخ جای خالیه ستاره است

+ نوشته شده در  جمعه 10 آذر1385ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط setare  |